ميرزا حسن حسينى فسايى

153

فارسنامه ناصرى ( فارسى )

اردشير چون از نبرد با پاسداران كرم هفتواد توفيقى نيافت به خوره اردشير شتافت « 1 » و پس از پيروزى بر هفتواد و يارانش : ز پرمايه چيزى كه بد دلپذير * همى تاخت تا « خره اردشير » « 2 » در زند و هومن يسن نيز چنين مىخوانيم كه : « اردشير . . . به پارس آمد و شهرستانى كه اردشير خوره خوانند برپا كرد و در آن نزديكى ور ( : درياچه ) بزرگى كند و آب چهار جوى ازش برآورد و آتش به‌ور در نشاست و كوه ستبرى را كنده و رود راوك ( : در بندهشن كوهى به نام راوك ناميده شده ) ازش روان كرد . . . » « 3 » فرمانرواى اين شهر به قول بلعمى « مهرك » بود : « و هم در پادشاهى وى شهرى بود و در وى ملكى بود نام وى مهرك ، اردشير خوره نام شهر و آن ملك به وى نامه كرد و او را به طاعت خويش خواند پس اردشير تاختن كرد و او را نيز بگرفت و بكشت » « 4 » هرمزد پير دادگر در روزگار قباد ساسانى در خره اردشير مىزيست انوشيروان او را به مباحثه با مزدك فراخواند ؛ كس آمد سوى « خره ( : خوره ) اردشير » * كه آنجا بد از داد هرمزد پير « 5 » و مهران ستاد سردار بزرگ و مدبر ايرانى در روزگار خسروپرويز نيز از اين شهر بود : يكى مرد بازارگان مايه‌دار * بيامد همانگه بر شهريار به دو گفت شاه از كجائى بگوى * كجا رفت خواهى چنين پوى پوى به دو گفت كز خره اردشير * يكى مرد بازارگانم دبير به دو گفت نامت چه كرد آنكه زاد * چنين داد پاسخ كه مهران ستاد « 6 » از آن پس به بازارگان گفت شاه * كه اكنون سپه را كدام است راه نشست تو در « خره اردشير » * كجا باشد اى مرد مهمان‌پذير « 7 » و گراز سردار خسروپرويز با 12 هزار سپاهى در اين شهر پايگاه داشت : سپه رفت تا « خره اردشير » * هر آنكس كه بودند برنا و پير « 8 » داراب‌گرد : اين شهر نيز از شهرهاى قديمى فارس است كه در حدود العالم به صورت « داراگرد » آمده و چنين توصيف شده است : « داراگرد شهرى است خرم و آبادان و بسيار خواسته و هوائى بد و از وى موميائى خيزد كى ( به همه ) جهان جائى ديگر نبود و اندر نواحى وى كوههاست از نمك سپيد و سرخ و زرد و هر رنگى و از او خوانها كنند نيكو . . . » « 9 » بنابر شاهنامه ، اين شهر را « داراب ، ساخته است و فردوسى داستان آن را چنين بيان مىكند

--> ( 1 ) . فردوسى ، شاهنامه ، جلد هفتم ، ص 149 ، بيت 685 ، چاپ مسكو ، 1968 . ( 2 ) . فردوسى ، شاهنامه ، جلد هفتم ، ص 154 ، بيت 698 ، چاپ مسكو ، 1968 . ( 3 ) . . . زند و هومن يسن ، به تصحيح صادق هدايت ، ص 184 ، اميركبير ، تهران ، 1342 . ( 4 ) . بلعمى ، ترجمه تاريخ طبرى ، به كوشش مشكور ، ص 84 ، تهران ، 1337 . ( 5 ) . فردوسى ، شاهنامه ، جلد هشتم ، ص 47 ، بيت 302 ، چاپ مسكو ، 1970 . ( 6 ) . فردوسى ، شاهنامه ، جلد نهم ، ص 70 ، بيت 1025 ، چاپ مسكو ، 1971 . ( 7 ) . فردوسى ، شاهنامه ، جلد ، نهم ، ص 71 ، بيت 1038 ، چاپ مسكو ، 1971 . ( 8 ) . فردوسى ، شاهنامه ، جلد نهم ، ص 242 ، بيت 3887 ، چاپ مسكو ، 1971 . ( 9 ) . حدود العالم ، به كوشش منوچهر ستوده ، ص 134 ، از انتشارات دانشگاه تهران ، 1340 ، تهران .